اینو تویه وبلاگ دوست عزیزی دیدم.http://rain-of-love.blogfa.com/.یه حسی بهم دست داد.آوردمش اینجا.
من همان جا هستم که بودم
همان جا که رهایم کردی.............
زیبایی؟
آندره ژید
نيکي و بدی
روزي دريک مراسم همسرايي, تصوير کامل مسيح را در چهرة يکي از جوانان همسرا يافت. جوان را به کارگاهش دعوت کرد و از چهره اش اتودها و طرح هايي برداشت. سه سال گذشت. تابلو شام آخر تقريباً تمام شده بود ؛ اما داوينچي هنوز بري يهودا مدل مناسبي پيدا نکرده بود.
-پائولو کوئيلو
سخت بيمعني بود صورتگري…
▪ سيف فرغاني
—————-
سزد گر گيرمت چون جان در آغوش
○ نظامي
موافقید؟
* " شروع به فكر كردن، شروع به تحليل رفتن تدريجي است."
http://deltangi-raha.blogfa.comبه نقل از:
|
خسته از تكرار غمها مانده ام تنها پشت پنجره خيال هياهوي رقص باران بر شيشه باران،ياد تو
تو آن مهربانترين توًهم
آن حسرت دلنشين تو سكوت مبهم عشق آن غزلواره بر سطر خاموشي ام آن آشناي غريب آن آرزو بر باد شكسته پر و بال غرورم همه زندگيم اكنون تلاطم سرد روياهاست در امتداد بي كرانه هاي خيال
سهم من از با تو بودن اين آتشين آه است و بس
تمناي وصالم نيست غربت نگاهت برايم فراسوتر از تپش هاي زندگي
مي دانم نبض احساس شعرم را نمي شنوي خيالي نيست آخر آن سوي خواب سبز روياها واژه به واژه اش را برايم ازبر مي خواني
واي اگر نيمه شبي پروانه يادت از باغ خاطراتم هوس پر گشودن كند ! ؟ نه ، نمي خواهم نمي خواهم كاش در قانون پروانه ها پرگشودن جرم باشد... |
با تو
شریعتی
روزی اگر به خانه من آمدی
برای من ای مهربان چراغ بيار
يک دريچه که از آن به ازدحام کوچه خوشبخت بنگرم
فروغ فرخزاد
بايد عجله کنی
چون حتی معجزه هم زمان می بره
شاملو
عشق چیست؟
عشق چیست؟ ( از زبان کودکان )
عشق وقتیه که که شما واسه غذا خوردن میری بیرون و بیشتر سیب زمینی سرخ شده خودتون رو میدهید به دوستتون بدون اینکه از اون انتظار داشته باشید که کمی از غذای خودشو به شما بده.
عشق وقتیه که مامان برای بابا قهوه درست میکنه قبل از اینکه بده به بابا امتحانش میکنه تا مطمئن بشه که طعمش خوبه.
عشق وقتیه که شبها مامان من و میبوسه تا خوابم ببره.
عشق وقتیه که مامان بهترین تیکه مرغ رو میده به بابا.
عشق وقتیه که مامان بابا رو خندان می بینه و بهش میگه که هنوز از رابرت ردفورد خوش تیپ تره.
عشق وقتیه که سگت می پره بغلت و صورتت رو لیس میزنه حتی اگه تمام روز تنهاش گذاشته باشی.
عشق وقتیه که خواهر بزرگترم تمام لباسهای خودشو میده به من و خودش مجبور میشه بره بیرون تا لباس جدید بگیره.
عشق اون چیزیه که لبخند رو وقتی خسته ای به لبت میاره.
عشق همون باز کردن کادوهای کریسمسه به شرطی که یه لحظه دست نگهداری و با دقت گوش کنی.
اگه می خوای دوست داشتن رو یاد بگیری باید از دوستی که بیشتر از همه ازش متنفری شروع کنی.
عشق مثل یه پیرزن و پیرمرد کوچولو می مونه که هنوز با هم دوست هستن بعد از سالها زندگی.
عشق اون موقعس که تو به پسره میگی از تیشرتش خوشت میاد بعد اون هر روز می پوشتش.
يعنی بچه ها همه ی اينارو گفتن؟ من فکر می کنم بچه های خارجی ها هم موقع انشا نوشتن از پدر مادرشون تقلب می گيرن! نظر شما چيه؟
يک فريب ساده و کوچک
آنهم از دست عزيزی که تو دنيا را
جز برای او و جز با او نمی خواهی
آری ، آری! زندگی شايد همين باشد..... »
دیدی آن را که تو خواندی به جهان یارترین
چه دل آزارترین شد. چه دل آزارترین ؟
مشیری
در اتاقی که به اندازه یک تنهائیست
دل من که به اندازه یک عشق است
به بهانه های ساده خوشبختی خود می نگرد
فروغ
چون تو همان عشق بودی
کتاب هفته
نقل از وبلاگ دختر اردیبهشتی که وبلاگ خیلی قشنگیه.
هر دوست داشتنی چيزی را در ما بوجود می آورد. چيزی پايدار تر از موجودی که دوستش داريم.....و آن قدرت دوست داشتن است.
هر چيز باارزش در اين دنيا بهايی دارد و عشق بالاترين بها را.
بهای عشق رنج است. رنج جدايی ؛ درد سوگ؛ و ترس از دست دادن کسی که دوستش داريم.
شايد برای همين است که بعضی ها هرگز نميتوانند چيزی را حقيقتا دوست داشته باشند. شايد از رنج بردن می ترسند.
بقول آن نويسنده عاشق :« عشق يعنی رنج بردن و اگر حتما بخواهی عاشق باشی بايد رنج ببری.»
آنها که دوست می دارند خود را برای رويا رويی با هر رنجی آماده می کنند و چه درد آور و بيهوده است عشق ؛ وقتی که پس از رفتن کسی که دوستش داريم ديگر قادر به دوست داشتن نباشيم.!
« چيستا يثربی »
در این سرای بی کسی کسی به در نمی زند.به دشت پرملال ما پرنده پر نمی زند.
اينجا منم و شب و درونی خالی
ای کاش که در بساط ما آهی بود
سلمان هراتی
