سلام!ببخشید!عذرخواهی میکنم که دیرشدبیام اینجاپیش شمادوستان خوبم.مادربزرگم فوت شدند.

برای  شادی روحشون التماس دعا و فاتحه دارم.بازهم میگم هوایه بزرگتراتونو داشته باشید.

اینها سرمایه های ما هستند.مادربزرک ما که نعمتی بود که از سر ما رفت.

روز شمار عمر من......6

خوب!

سلام!

من دوباره برگشتم.

امروزیه کم هوا همچین بگی نگی خنک شده و هوا عجیب 2نفرست.طبق گفته خانم حاجیان در فیلم ادم برفی;روزهای بارونی روزهای عشاق جوونه که طبعشون تنده.دو شب پیش یه نم نم بارونی زدو مارو برد 2 سال پیش.اونیم که گفتیم دونفره از این بابت بود که آخه ما دیروز دویمین سالگرد ازدواجمون بودش.2سال خوب داشتیم با خاطراتی قشنگ و به یاد موندنی.ازمراسم عروسیمونو مقدمه وموخرهاش تا ماه عسلمون در کیش و هتل داریوش در پیتو و سفر حجمونو قشنگیایه طواف در مسجدالحرام و نماز در مسجدالنبیو سوغاتی خریدنهاو بیسکن رابینز خوردن در مکه و دوستایه خوب در کاروان پیدا کردنو اینا بگیر تا سفر من به بلد کفرو رفتنمون به دوبیو قصدمون برایه خرید خونه و نخریدنشو بگیرو بگیر بگیرو بگیر بیا  تا الانو روز جدیدو اغاز سومین سال تاهل که ما خدمت شماییم و میخوایم بگیم از سفرمون به پاریسو اینکه اقا_خانم!اگه میتونید حتما هر چه زودتر ازدواج کنید.به خدا ازدواج ترس نداره!یعنی داره اما نه انقدر که شما فکر میکنید.

و اما پاریس!


خوب! پاریس با همه جاهایه دیگه دنیا که تاحالا دیدید یه فرق اساسی داره.یه جورایی مدل ایرانیه اروپاست.ترافیک زیاد.عدم رعایت قوانین اولیه راهنمایی و رانندگی.شلوغی ( ترشی هفت بیجار بودن جزو خصایصیست که به محض ورود به پاریس و در همون نگاه اول متوجه میشید.)اما در دنیا بی نظیره این شهر.شهری به غایت  زیبا و پراز توریست که فکرکنم در جایی خوندم که سالیانه چند برابر درامد نفتی ما از قبل جهانگرد نصیبشون میکنه.ازایفل بگیرو برو تا رود سن ونمایه قشنگش از بالایه  ایفل.کلیساس نوتردام یا مجموعه کاخهای ورسای.لوور باتابلویه زیبای مونالیزاش و اثار فراوان تمدنهای ایران و  مومیاییهایی مصرش گرفته تا دروازه پیروزی و خاطرات ونمادهای زیبایه ملت وکشور فرانسه از انقلاب فرانسه.کنار همه  اینها بگذار خیابان شانزه لیزرو که همه ما حداقل یه بار تو عمرمون شنیدیم که میگن : طرف اینقدر فیس و افاده  داره که انگار از شانزه لیزه برگشته!حالا این شانزه لیزه چی هست وکجاست خودش داستانیه که واقعاارزششو داره که یه بارم شده بیایو بشینیو به حرفام وخاطراتم از این خیابان وبناهای دیگه فرانسه توجه کنی.حالا اماده اید برای مرور همین جاها.OK?پس بریم!


خوب!ما فکر میکردیم ساعت حرکت 7 هستشو به همین خاطر شب ساعتو واسه ساعت 6 کوک کردیم و راحت خوابیدیم.غافل از اینکه بعد رفتن ما به اتاقمون دوستان در لابی برنامه سفر رو changeکردندو و زمان حرکت رو به ساعت 6:30 تغییر دادن که القصه با این شرایط ما تا میومدیم از خواب بیدار شیمو وسایلمونو جمع و جور کنیمو نمازی بخونیم دیگه به صبحانه نمی رسیدیم که همینم شد ودرست زمانی که ما داشتیم آماده می شدیم بریم صبحانه.سرگروهمون دق الباب کردو گفت که باید بریمو سوار اتوبوس شیم.این شد که ما گرسنه و تشنه راه افتادیم.سخت بود امانکته جالبش این بود که وقتی راننده و سرگروه هلندیمون این موضوع رو فهمیدند که بنده صبحونه نخوردم بارها و بارها از من عذرخواهی کردند که به من خیلی مزه داد  این مبادی اداب بودنشون.چیزی که مدتهاست ما ها گمش کردیم!

وقتی وارد پاریس شدیم اولین چیزی که برامون خیلی جالب بود این بود که  بعد 5 روزترافیکم دیدیم.اونم ازاون ترافیکا!پدر امرزیده رانندمون میگفت صبح زود بجنبید که به ترافیک ظهرهای پاریس نخوریم.(مسیرمون بس طولانی بود.ساعت 6:30 از لوگزمبرگ راه افتادیم و فکر کنم ساعت دو رسیدیم پاریس )اماکو گوش شنوا!اینم بگم در اولین روزهای تیرماه هوای طول مسیر بس ناجوانمردانه خنک بودو ما که با تیشرت طی طریق میکردیم بسی برخود لرزیدیمو بر سرمایه استخوانسوزه تابستانی لعنت همی میفرستادیم.لعنت وقتی به اوج خودش رسید که ما در یک پمپ بنزین توقف کردیم .اینجوری که راننده می گفت در اروپا راننده مجاز نیست بیش از3 یا 4 ساعت پشت رل بشینه وبعد این مدت باید نیم ساعتی استراحت کنه.این نیم ساعت استراحت راننده هم بر ما در یک پمپ بنزین گذشت.دراین محل سرویس بهداشتی بود که وقتی می خواستی اذن دخول بگیری ازشو وارد شی باید یک سکه 5 ایرویی(البته مبلغشو یادم نیست اما فکر کنم همین مقدار بود) مینداختی توش که هر کی اینکارو میکرد یه رسیدی بهش میدادو گیت باز می شد و شما می رفتیو امر خیرو به جا می اوردی.اما نکته اصلی همون رسیده بود.بچه ها که براشون مهم نبود این رسید چیه و فقط می خواستن هر چه سریعتر به مراد خودشون برسن تا گیت باز میشد می پریدن تو واین رسیدی بود که هی پشت سرهم آویزون میشد از کانترو ماهم که میدونستیم این رسید به این معنا هست که ما میتونیم باهاش از فروشگاه پمپ بنزین خرید کنیم رسیدو ور داشتیمو بردیم تو واندازه 30 اویرو خرید کردیم واومدیم.فقط اشتباهمون این بودکه به یکی از برادرامون که اتفاقا از دوستای فابمون بود  این موضوع رو یاد اور شدیم که جرا رسیدتو برنداشتیو فلا نو فلان که اونم نامردی نکردو به همه گفت و حالا تو خودت حدس بزن اخر قصه ما روکه اینا بیچاره کردن  مارو. خوب هرچی که بود رسیدیم پاریس ووارد هتل ایبیس شدیم.

روز رسیدن ما شنبه بود وتعطیل.طبق عادت اولین کاری که کردیم مراکز خریدی که اون اطراف بودرو شناسایی کردیم و بعد ناهارو نمازو خواب تپل ظهر, رفتیم خرید.میدونی که هتل نزدیکش بود اسمش place de itale بود که جزو خیابونهای قدیم پاریس بود و ورودی مترو هم داشت که ما با کمک اون تا از هتل میومدیم بیرون می پریدیم تو مترو و به هر جایی که تو پاریس میخواستم میرفتیم.این مترو بر خلاف متروی تهران خلوت خوب و ایمن بود و به همه جایه پاریسم راه داشت.واگنش از این واگن قدیمیا بود که دستگیره داشت و باید با زور دست باز می شد اما حسنش کنار همه چیزهایی که گفتم صندلیهای راحتش بود

http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/thumb/f/f1/Metro_5-6-7_Place_d_Italie_acc%C3%A8s.JPG/800px-Metro_5-6-7_Place_d_Italie_acc%C3%A8s.JPG


ما اولین جایه خرید خوبی که پیدا کردیم ساختمونی بود که تو عکس زیر پیداستو مرکز خرید بزرگیم بود.روبروی این مرکز یه رستوران بود و کمی اونورتر از رستوران یه شعبه مک دونالد بود که ما خاطره ها  داریم ازش.

http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/thumb/f/f8/Paris_2005-11-26_snow_dsc06418.jpg/800px-Paris_2005-11-26_snow_dsc06418.jpg

از اینجا به بعدشو میگذارم واسه سری بعد که بیام و دوباره بگم از پاریس.قصه از اینجا تازه شروع میشه ها.پس صبرکنید.تا اون روزهمین جا همین وقت همین ساعت مواظب خودتون باشید.خداحافظ فعلن