سلام....خوبید؟............عرض شود که!.......

قصه گو توییی؟!

قهوه تلخو دیدید؟!از بس دیر میایم نت شدم مثل مستشار بیچاره که جوادعزتیه( در این سریال پیرمرد باحال) میادو بهش میگه:مستشار تویی؟!

چشم.....قول میدم زود بیام.....

قوله قول....

اما اقا ما الان دوروز هست که رشتیم..جاتون حسابی خالیه.........هوا عجیب دو نفرست..........بارون میاد...هوا پر از اکسیژن خالصه....نیستید لذتشو ببرید.........جاتون حسابی خالیه اینجا.....دیروز قدم میزدم تو خیابونهای شهرو زیر بارون رفتم تا بازار ماهی فروشها......اینقدر لذت بردم از حال و هوای مردم اینجا و نم نم قشنگ بارونش که برای ساعتی از خودم جدا شدمو غمهام یادم رفت.............حسودیم شد بهشون......خوش به حالشون......چقدر خوبو صمیمیند....چقدر روح لطیفی دارند این مردم..نمیدونم شاید ماله اقلیمو این هوایه ملسشونه که اینقدر خوبو مهربونند....................................انگار کوه آرامشند ....نمیدونم....اما...خوش به حالشون واقعا که اینقدر خدا دوستشون داره که دارند در همچین جایی زندگی میکنند.....

و اما به زودی میامو میگم براتون از چیزهای خوب....تا اون موقع.............مواظب خودتون باشید.

روز شمار عمر من......8

خوب!سلام!خوبید؟رسیدیم به پاریس.......

امروز میخوام براتون از دیدنیهای پاریس بگیم و اینکه حضور ما در پاریس معادل شد با سالگرد جشنهای انقلاب فرانسه و حضور امیر قطر در پاریس و پیروزی تیم ملی فوتبال الجزایر بر حریفش در دور مقدماتی بازهای جام جهانی 2010 افریقای جنوبی و جشن مهاجرین الجزایری( که تعدادشون در فرانسه زیاد هم هست از اتفاق)در خیابانهای پاریس.

اولین چیزی که در پاریس جلب توجه میکنه خیابانهای بالنسبه تمیزتر اون درقیاس باشهری مثل لوگزمبرگ یا آمستردام هست.در لوگزمبرگ گوشه گوشه خیابانها و مراکز خرید پر بود از پیپی سگ و گربه که هزارالبته ما در هیچ جای پاریس _علیرغم اینکه شهر خیلی شلوغتری هست نسبت به لوگزمبرگ _همچین چیزیو ندیدیم .

http://www.inroozha.com/khabar/dozd5.jpg

نکته دیگه وجود جیب زنان و سارقان فراوان و تردست بود که کیف و جیب سه نفر از همکاران مارو زدند و ما شب در هتل هر یک مبلغی پول روی هم گذاشتیمو دادیم بهشون که در دیار غربت بی پول نمونند.ترفندهای این دزدان هم که اکثرا در حوالی برج ایفل بودند جالب بود.مثلا جیب یکی از همکاران مارو اینجوری زدند که در مترو یهویی رفیق ما وقتی میاد پیاده شه میبینه چهارتا سیاهپوست گردن کلفت دوره اش کردندو تنه میزنند و نمیگذاند پیاده شه!این رفیق ما به خیال اینکه جیبشو نزنند دستشو میگذاره رو جیب بغل کتشو میاد پایین از مترو غافل از اینکه در همون لحظات اولیه کیفشو زدندو جا تره و بچه نیست.کیف یکی دیگه از همکاران ما رو جلویه چشم ما در کنار ایفل اینجوری زد آقا دزده که تقریبا 50 متر مونده به متروی ایفل دیدیم یه آقای قد کوتاه که صد البته من نمیدونم از کجا فارسی بلد بود دنبالمون میادو نزدیک من که شد شروع کرد به گفتن:ایرانی خوب..خمینی کبیر!...ودقیقا این کلمات رو با لهجه عربی اما خوب ادا میکرد و وقتی گفتیم چیه و چکار داریو و کجایی هستیو واسه چی میای دنبال ما؟اراجیفی به فارسی بلغورکرد و در این لحظات ما فقط متوجه این شدیم که دستی نامحسوس روی لباسامون لغزید.من چون قبلا وصف پاریسو شنیده بودم تقریبا همه جا تیشرت میپوشیدم و یک کیف پاسپورتیم اویزون کرده بودم که دست هیچ دزدی بهش نمیرسید. اما همون جا ما که سه نفر بودیم و دو نفرمون تی شرت پوش به دوست سن بالای کت و شلواریمون گفتیم :رضایی!کیفتو زد یارو!رضاییم دستی کشید گوشه کتشو گفت نه!اینجاست کیفم!.غافل از اینکه دزده کار خودشو کرده بود.فقط شانسی که آوردیم این بود که دزد برگشت و چون دیدی پولی نیست تو کیف, مدارک و پاسپورتو بلیط رو که تو کیف بود پس دادو تا اومدیم بگیریمش در حالی که میگفت من اینها رو پیدا کردم رو زمین(به زبان  فارسی و بالهجه ای غریب)در رفت.البته این یکی دزد آقایی بود چون پولو میشد کاریش کرد اما بدون پاس و ویزا و بلیط کارت در مملکت غریب ساختست.القصه!ریلکس بودن جماعت جوانان شهر نکته دیگری بود که تقریبا در هر نقطه ای از شهر به عشقبازی و جوونی مشغول بودند که هزار البته من فکر نمیکنم در هیچ جایه دیگری از دنیا اینقدر بی قید وبندی مجازو روابط, آزاد و بی حدو مرز باشه....

http://t2.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcQvYVEb5twQYzcR7q51psB6SasNjhydDNUPRufpFZfxR2poshhJbA&t=1

نکته دیگر این بود که همون جوری که قبلا هم گفتم فرانسه سرزمین مهاجرین هست و گاه گاهی ما شاهد رفتارهای خشن پلیس با مهاجرین عرب بودیم که در نوع خودش قابل توجه بود چون بلا نسبت بلانسبت مثل سگ باهاشون برخورد میکردند و بهتره کسانی که از نقض حقوق بشر در ایران حرف میزنند برندو برخورد پلیس خودشون با مهاجرین و انسانهایی دیگرو ببینند.فکر کنم در این صورت یاد میگیرند که برای کوبیدن ماها از یاوه جات استفاده نکنند.

خوب!حالا من میرم و به زودی میامو از جاهایه دیدنی فرانس برای شما میگویم..به قول سحر جعفری جوزانی در مجموعه قهوه تلخ...مردها هم موسیو های فرانس......تا اون موقع خداحافظ

تو براي تيم ملي چه كرده‌اي آقاي نكونام؟

با اینکه وبلاگم زیاد فوتبالی میشه....اما این متنو اینجا اوردم چون حرف حقو زده خبرگزاری فارس....حالا که قطبی رفته و نیست همه پشت سرش حرف میزنندو یادشون رفته خودشون چکار کردندو قضاوت مردم نسبت به اونها چیه....بگذریم!بخونید لطفا!


http://www.abrarnews.com/sport/1386/860626/html/038853.jpg

خبرگزاري فارس: امروز جواد نكونام از افشين قطبي انتقاد مي‌كند و اين سوال بدجوري ذهن ما را مشغول كرده كه آقاي كاپيتان تو خودت براي تيم ملي چه كرده‌اي؟ "قطبي در حد تيم ملي نبود. " اين جمله را بازيكني مي‌گويد كه خودش جزء ضعيف‌ترين نفرات جام ملت‌هاي آسيا بود. اين جمله را بازيكني مي‌گويد كه درصد پاس‌هاي اشتباهش در بازي با كره از درصد پاس‌هاي درستش بيشتر بود. اين حرف را بازيكني مي‌زند كه در لاليگا از او بازي‌هاي ديگري ديده بوديم. بله؛ جواد نكونام همان بازيكني است كه پيش‌تر قطبي را مي‌ستود و از قهرماني تيم ملي با مربيگري او مي‌گفت: " من بيشتر از هر كس ديگري اعتقاد دارم كه مي‌توانيم قهرمان جام شويم. ما مي‌توانيم نوار بدشانسي‌هايمان را پاره كنيم. " بله؛ تيم ملي مي‌توانست قهرمان شود اگر فوتبال ايران برنامه داشت، اگر قطبي، قطبي بود و البته اگر نكونام، نكونام بود. امروز كاپيتان تيم ملي از قطبي انتقاد مي‌كند، امروز جواد نكونام از قطبي ايراد مي‌گيرد و امروز شماره 6 تيم ملي قطبي را در حد تيم ملي نمي‌داند اما سوال اين است كه آيا نكونام در جام ملت‌هاي آسيا در حد تيم ملي بود؟ آيا نكونام همان بازيكني بود كه انتظارش را داشتيم؟ آيا يك رهبر به معناي واقعي در درون زمين بود؟ آيا توانست تيم ملي را به خوبي در داخل زمين هدايت كند؟ هدف اين نوشته حمايت از قطبي نيست چرا كه او هم همانند ساير عوامل، در اين ناكامي سهيم است. سوال اما اين است كه نكونام در اين ميان سهمي ندارد؟ امروز نكونام قطبي را به بي‌ادبي متهم مي‌كند آن هم در حالي كه در هتل شرايتون هر آنچه از دهانشان درآمد نثار خبرنگاران ايراني كرد و خبرنگار روزنامه الراي قطر كه در آن نزديكي بود و فارسي مي‌دانست تمام حرف‌هاي او را در قالب مصاحبه منتشر كرد. امروز كسي از بي‌ادبي سخن مي‌گويد كه در يك كشور غريبه هواي هموطن خود را نداشت. امروز كسي از قطبي انتقاد مي‌كند كه خودش در بازي با كره 3 بار به اشتباه توپ را پشت محوطه جريمه خودمان به بازيكنان حريف داد. امروز كسي بر قطبي مي‌تازد كه قرار بود عصاي دست او باشد اما نه تنها اين اتفاق نيفتاد بلكه بدترين بازي‌هايش را به نمايش گذاشت. خيلي‌ها نكونام را با پارك جي سونگ مقايسه مي‌كردند اما بازي با كره نشان داد تفاوت بيش از آن چيزي است كه تصور مي‌شد. پارك با يك حركت بدن 3 بازيكن ايران را جا مي‌گذاشت و كمي آن طرف‌تر نكونام توپ را به راحتي از دست مي‌داد. مي‌گويي قطبي دست تو را بسته بود اما آن همه سابقه بازي در لاليگا چه شد؟ آن جا هم اين گونه توپ را لو مي‌دهي؟ قطبي دست تو را بسته بود، اما آيا قطبي به تو گفته بود پشت محوطه جريمه ايران پاس اشتباه بدهي؟ براي اين فوتبال كه كاپيتانش در روزهايي كه بايد خوب باشد، خوب نيست؛ همان مربياني خوب هستند كه در بين دو نيمه در يك بازي ملي حرف‌هاي خاص به زبان مي‌آورند. براي اين فوتبال كه بازيكنانش منتظر يك ناكامي هستند تا عليه سرمربي چند روز پيش‌شان موضع بگيرند همين نكونام‌ها كافي هستند. به قول بزرگي كه مي‌گفت: هرگز خطايتان را بيش از حد بزرگ نكنيد، اين را بهترين دوستانتان بي‌هيچ چشمداشتي برايتان انجام مي‌دهند.

گزارش: محسن اثيمي

خداحافظ امپراطور وعده ها!خداحافظ!


http://matil.files.wordpress.com/2009/06/afshin-ghotbi-karobi.jpg

دیشب بدترین بازی ایران رو در سی سالی که از خدا عمر گرفتم دیدم و پیش خودم گفتم چقدر ساده بودیم که حرفهای شومنی به نام افشین قطبی رو قبول کردیم که بعد سی و اندی سال میریم فینال جام ملتها و با جام قهرمانی برمیگردیم.با بازی فاجعه آمیز امثال شجاعی و نکونام و نوری و مربیگری شیر دلی به نام افشین قطبی

قهرمانی حق ما نیست.

حق استرالیاست و کره...

دلم برای آندو و سپهر سوخت وبعدش برای خودم و همه ایرانیها, اما باید پذیرفت اونها بهتر از ما کار کردندو برخلاف ما که به قاره فکر میکنیم اونها مدتهاست نگاهشون فراقاره ای هست و به درخشش در دنیا فکر میکنند.باید از خودمون اندازه خودمون توقع کنیم.

http://photo-football.persiangig.com/AsianCup/Final/Iran-Kor.jpg

 راستش با مربی بعدیم هیچ اتفاقی نمیفته!اگر همه چی دنیا logical پیش بره,نبایدم که بیفته.شاید یه روزیم بیاد که دوباره6 تا به کره بزنیم.اما اون اتفاقه و واقعیت ورزش ما نیست.

هیدینگ و مورینیو هم هیچ کاری نمی تونند برای ما بکنند.وقتی نگاهمون به دنیای دورو برمون مثل نگاه بیست و سی هست که دیشب در مورد اردوی پرسپولیس در آنتالیا ترکیه دلایل صد من یه غاز از خودش در میاوردو یک بار حتی به روی خودشم نیاورد که بابا!گیریم علی دایی  نفهمه و نمیفهمه!! اما یه چیزاییم راست میگه.اگر راست میگید جای پرداختن به این حاشیه ها که آقا چون انتالیا فلان و فلان هست و ساحلشم زیباست و مصفا!!!وپس چون اینجوره حتی یه گربه نر ایرانیم نباید از بغلش رد شه  و این تیپ سخنان که چیزیم از توشم بیرون نمیاد, بپردازید به این مهم که چرا ما نباید در ایران چنین کمپهایی داشته باشیم که چهارتا تیم معتبر از کشورهای دیگه بیان ایران و تمرین کنند؟منم میدنم کیش کمپ تمرینی داریم اما چرا حتی یک تیم خارجی در این سالها گذرشم که شده به اونجا نیفتاده؟چرا وضع فوتبال ما اینه؟چون مثلا دیشب این برنامه میگفت اقا چه نشسته اید که در اون مقطعی که پرسپولیس اونجا بود هیچ تیم معتبر اروپایی در ترکیه و آنتالیا نبوده و لیستی نشون داد که اکثر تیمها دبی بودند.آقا جان اگر نبودند پس کلن و فرانکفروتم حتما جزو تیمهای درجه سه فوتبال دنیا هستند دیگه؟!نه؟!بعدشم الانم که پرسپولیس ,دبی هست.پس اینو دیگه چی میگید؟(درد اصلی که بودن تیمهای کشورهای دیگر دردبی وترکیه ونه ایران هستوفراموش کردین چسبیدین به چی آخه؟ )ثالثا مگرچیدن برنامه چهار تا بازی تدارکاتی به همین راحتیه که اینقدر راحت در موردش قضاوت میکنید؟بهتر نیست به جای حرف الکی زدن ودر یک هفته و توجیه کردنش در هفته بعد به بررسی ریشه مشکلات ورزشی بپردازیم؟در یک کلام درد ورزش ما اینه:

حاشیه بر اصل میچربه!


واینم در خون  و روح و در فرهنگ ماست و تا ما هستیم وایران هست و  ایرانی هست. همینه که هست.