وصیتی زیبا برای زنده ماندن



http://ts1.mm.bing.net/images/thumbnail.aspx?q=677859306616&id=9fadcbbfbcbd5994e7cc78cf3c15098ahttp://ts1.mm.bing.net/images/thumbnail.aspx?q=677859306616&id=9fadcbbfbcbd5994e7cc78cf3c15098ahttp://ts1.mm.bing.net/images/thumbnail.aspx?q=677859306616&id=9fadcbbfbcbd5994e7cc78cf3c15098a


روزی فرا خواهد رسید که جسم من آنجا زیر ملحفه سفید پاکیزه ای که از چهار طرفش زیر تشک تخت بیمارستان رفته است، قرار می گیرد و آدم هایی که سخت مشغول زنده ها و مرده ها هستند از کنارم می گذرند.



آن لحظه فرا خواهد رسید که دکتر بگوید مغز من از کار افتاده است و به هزار علت دانسته و ندانسته زندگیم به پایان رسیده است.

در چنین روزی، تلاش نکنید به شکل مصنوعی و با استفاده از دستگاه، زندگیم را به من برگردانید و این را بستر مرگ من ندانید. بگذارید آن را بستر زندگی بنامم. بگذارید جسمم به دیگران کمک کند که به حیات خود ادامه دهند



چشمهایم را به انسانی بدهید که هرگز طلوع آفتاب، چهره یک نوزاد و شکوه عشق را در چشم های یک زن ندیده است. قلبم را به کسی هدیه بدهید که از قلب جز خاطره ی دردهایی پیاپی و آزار دهنده چیزی به یاد ندارد. خونم را به نوجوانی بدهید که او را از تصادف ماشین بیرون کشیده اند و کمکش کنید تا زنده بماند و نوه هایش را ببیند. کلیه هایم را به کسی بدهید که زندگیش به ماشینی بستگی دارد که هر هفته خون او را تصفیه می کند. استخوان هایم، عضلاتم، تک تک سلول هایم و اعصابم را بردارید و راهی پیدا کنید که آنها را به پاهای یک کودک فلج پیوند بزنید.

هر گوشه از مغز مرا بکاوید، سلول هایم را اگر لازم شد، بردارید و بگذارید به رشد خود ادامه دهند تا به کمک آنها پسرک لالی بتواند با صدای دو رگه فریاد بزند و دخترک ناشنوایی زمزمه باران را روی شیشه اتاقش بشنود.

آنچه را که از من باقی می ماند بسوزانید و خاکسترم را به دست باد بسپارید، تا گلها بشکفند



اگر قرار است چیزی از وجود مرا دفن کنید بگذارید خطاهایم، ضعفهایم و تعصباتم نسبت به همنوعانم دفن شوند.

گناهانم را به شیطان و روحم را به خدا بسپارید و اگر گاهی دوست داشتید یادم کنید. عمل خیری انجام دهید، یا به کسی که نیازمند شماست، کلام محبت آمیزی بگویید.

اگر آنچه را که گفتم برایم انجام دهید، همیشه زنده خواهم ماند...



"رابرت. ن . تست"

آخيش!

راحت شدم.

بعدمدتهادارم نفس میکشم.

خدارو شکر که فکرم آزاد شد.آزاده آزاد!

اما حالا میفهمم چی میکشن اونایی که موندنو دارن اذیت میشن.


اما چه زجر ميكشد آن كس كه انسان است و از احساس سرشار است.


زیاد یاد رادان میکنم این روزها!

اونجا که تو فیلم بی پولی میگفت: بزرگ شدن درد داره

.آره داره!ومن رسیدم به این حرف.

وخوشحالم که سربلندم امروز.

خدایا شکرت!

مرسی که اون جمله شریعتیو به عینه یادم دادیو کارمو از متن به عمل کشوندی تا بدونم چند مرده حلاجم.

اونجا که شریعتی میگفت:

برای شنا کردن به سمت مخالف رودخانه، قدرت و جرات لازم است .

وگرنه هر ماهی مرده ای هم می تواند از طرف موافق جریان آب حرکت کند .


خدای من! ممنونم ازت.محبتتو هیچ وقت ازم نگیر.امین!

http://img.xcitefun.net/users/2009/10/120670,xcitefun-happy-birthday-1.jpg

سلام!

خوبید؟

بلاگ من  پنج ساله شد.

بر ما عمری گذشت و بر بلاگ ما سالی.

بزرگترین خوشبختی من اینه که اینجا دوستایه خوبی دارم که حتی شاید سهراب سپهریم از وصفشون عاجزه.

انشالله سالهاباشیموباشیدو بیاید دورهم وجشن تولدصدسالگیه این بلاگوبگیریم.(هرچند رویاییه!و اینو میدونم)


                                                                                                             تولد بلاگم مبارک.

بازگشت موفق «کلاه قرمزی»


http://iranto.ca/Fa/images/stories/news7/kolah.jpg


جام جم نوشت:

امسال هم که کلاه قرمزی به تلویزیون آمد. از ظهور کلاه قرمزی حدود دو دهه می‌گذرد و درحالی که قبل از کلاه قرمزی و بعد از او عروسک‌های زیادی به تلویزیون و سینما آمده‌اند، اما کلاه قرمزی از همه آنها معروف‌تر و محبوب‌تر شد. البته زمزمه‌هایی مبنی بر بازگشت او به تلویزیون در خلال سال 90 به گوش می‌رسد.

کلاه قرمزی، پسرخاله، آقای مجری و چند تایی عروسک دیگر نوروز 88 به شبکه دو سیما آمدند و آن‌قدر بین مردم محبوبیت پیدا کردند که توانستند ردیف‌های اول جدول رضایتمندی و تعداد مخاطبان را به خود اختصاص دهند. کلاه قرمزی که نوروز دو سال پیش پخش شد کاملا ساختار کلاه قرمزی و آقای مجری را داشت که در دهه 70 روی آنتن رفت با این تفاوت که در سال 88 به خانه کلاه قرمزی و آقای مجری کلی هم مهمان رفت و آمد داشتند از ابراهیم حاتمی‌کیا بگیر تا علیرضا خمسه.

البته باران کوثری هم یکی از مهمانان ثابت این برنامه بود. همه این مهمانان دعوت کلاه قرمزی را اجابت کرده بودند چون او را دوست داشتند و از مصاحبت با او لذت می‌بردند. شوخی‌ها و شیطنت‌های کلاه قرمزی و گاه پسرخاله با مهمانان چنان جذاب بود که هر بیننده‌ای را پای تلویزیون نگه می‌داشت. در این برنامه طهماسب با همراهی عروسک‌های محبوبش همه آداب عید دیدنی و میزبانی از مهمان و مهمانی رفتن را به بچه‌ها و حتی بزرگ‌ترها آموزش داد. این برنامه مثل دیگر مجموعه‌های کلاه قرمزی پر از لحظات کمیک بود. لحظاتی که بیننده را می‌خنداند و محبوبیت این عروسک‌ها را بیشتر می‌کرد.

کلاه قرمزی و پسرخاله بچه‌های بازیگوشی هستند، اما مرز ادب و بی‌ادبی را می‌شناسند به همین دلیل در دل همه مخاطبان جا باز می‌کنند. آقای مجری هم نماد یک آدم بزرگ است که ثابت می‌کند وقتی آدم بزرگ‌ها در کنار بچه‌ها قرار می‌گیرند باید آستانه تحمل خود را بالا ببرند و به اصطلاح زود جوش نیاورند. اگر قرار است بچه‌ها آداب‌دان باشند و در آینده به آدم بزرگ‌های موفق تبدیل شوند باید جرات آزمون و خطا داشته باشند و آدم بزرگ‌ها باید راهنماهای خوبی برای آنها باشند و شکل آدمی که فقط امر و نهی می‌کند را به خود نگیرند.

امسال هم کلاه قرمزی و دارودسته‌اش به شبکه دو آمدند. با همان ویژگی‌هایی که از ابتدا داشتند. بچه‌هایی که روزی روزگاری عروسک کلاه قرمزی را در اتاق خود می‌گذاشتند حالا بزرگ شده‌اند، آدم‌بزرگ‌هایی هم که این عروسک‌ها را دوست داشتند حالا سن و سالشان بالاتر رفته‌اند، اما کلاه قرمزی، پسرخاله و آقای مجری هنوز همان آدم‌های دوست داشتنی سابق هستند با همان مرام و مسلک. آنها فقط با زمان رشد کرده‌اند و امروز دیگر بیگانه با تکنولوژی نیستند، هر چند کلاه قرمزی هنوز هم تجربه‌اندوزی را به کسب علم و دانش ترجیح می‌دهد.

http://www.jamejamonline.ir/Media/images/1387/12/18/L00900964086.jpg

اگر دو سال پیش باران کوثری چند روز همراه کلاه قرمزی شد و به تلویزیون‌ آمد، امسال نگار جواهریان همراه او شد، بازیگری که اوج شهرت خود را سپری می‌کند و تاکنون خیلی کم در تلویزیون دیده شده است، اما او هم نتوانست به کلاه قرمزی و آقای مجری، نه بگوید... صابر ابر، بازیگر سینما هم از دیگر مهمانان کلاه قرمزی بودند.

جالب اینجاست که این بازیگران که برای خود در سینما کیا و بیایی دارند در مواجهه با کلاه قرمزی و رفقایش کاملا خلع سلاح می‌شوند و بازی خود را با خواسته‌ها و ریتم این عروسک‌ها همسان می‌کنند. این نشان‌دهنده این است که کلاه قرمزی و پسرخاله در دو دهه گذشته جای پای خود را بین هنرمندان و مردم محکم کرده‌اند. دو دهه حضور در سینما و تلویزیون عروسک‌های کلاه قرمزی و پسرخاله را به ماندگارترین عروسک‌های تلویزیونی تبدیل کرده است.

ریشه این ماندگاری را می‌توان در هوشمندی سازندگان برنامه کلاه قرمزی دانست. آنها کاملا به مسائل برنامه‌سازی تلویزیونی و سینمایی اشراف دارند. از طرفی آنقدر به مسائل روز دنیا و دغدغه‌های کودکان آشنا هستند که می‌توانند به روز‌ترین مسائل را در برنامه‌های خود منعکس کنند و از همه مهم‌تر این‌که ایرج طهماسب و حمید جبلی با زبان بچه‌ها آشنایی دارند و می‌دانند که چگونه باید مسائل مربوط به بچه‌ها را مطرح کنند که هم بزرگ‌ترها و هم کودکان از دیدن آنها لذت ببرند. جبلی برای هر عروسکی که به برنامه وارد می‌شود زبانی خاص را ابداع می‌کند.

محمدرضا هدایتی هم که سال 88 به عنوان مهمان در این برنامه حضور داشت آنقدر استعداد دارد که به جای عروسک پسرعمه‌زا صحبت کند و در کنار جبلی که سال‌ها تجربه حضور در برنامه کلاه قرمزی را دارد کم نیاورد. سال قبل خبر آمد که قرار است حضور کلاه قرمزی و رفقایش در سال جاری در تلویزیون تداوم داشته باشد.این خبر را به فال نیک می‌گیریم.

اگر طهماسب و جبلی و عروسک‌هایشان بار دیگر در تلویزیون ماندگار شوند، ثابت خواهد شد که تلویزیون و بخصوص شبکه دو سیما برای کودکان و نوجوانان برنامه‌های دراز مدت دارند. البته امسال مرضیه برومند هم با سریال «آب پریا» به شبکه دو می‌آید تا کاملا اثبات شود که تلویزیون بچه‌ها را جدی گرفته است.

نحوه ی برخورد با زندگی، بیش ازنود درصد آن  است






























http://media.farsnews.com/Media/8702/ImageReports/8702180792/23_8702180792_L600.jpg

در روزگاری که بهانه های بسیار برای گریستن داریم ،

شرم خندیدن، به  مضحکه هم میهنان مان را بر خود نپسندیم.

کارسختی نیست

نشنیدن،نخواندن ونگفتن لطیفه های توهین آمیز...

با اراده جمعی این عادت زشت را به ضدارزش تبدیل کنیم


 

رخشان بنی اعتماد

دعا کنیم برای ژاپنی ها. این مردمان سخت کوش و دوست داشتنی.

http://takrang.ir/wp-content/uploads/2011/03/japan_earthquake_51.jpg
وقتی توفان کاترینا به نیواورلئان رسید و سدها شکست، مردم آمریکا آن آمریکای دیگر را کشف کردند. آمریکایی که هالیوود درباره اش فیلمی نمی سازد و به تمییزی بورلی هیلز نیست. مردم دیدند که آدمهایی که مامور حفظ نظم و قانون هستند خودشان در حال بار زدن اجناس فروشگاهها هستند. پلیس نمی توانست جلوی غارت را بگیرد چون کم نبودند ماموران پلیسی که به غارت مشغول بودند.  واقعیت آمریکا ربطی به تصویری که از خودش داشت نداشت. یادم است همکار تگزاسیم بعد از دیدن مردمی که روی سقف خانه هایشان گیر افتاده بودند گفت:
 We look like developing world! کشف جالبی بود.
http://www.mihanrooz.com/wp-content/uploads/2011/03/1301604677.jpg

حالا یک زلزله نه ریشتری ژاپن را لرزانده است.  شدت و قدرت زلزله آنقدر زیاد بوده است که باعث شده است سرعت گردش زمین به دور خودش تغییر کند و سونامی آن تا آنور اقیانوس آرام و ساحل کالیفرنیا برود. راکتورهای اتمی فوکوشیما می توانند چرنوبیل و هیروشیمای دیگری خلق کنند. و مردم ژاپن در حال …. در حال زندگی کردن هستند.

 
 
عضویت در گروه اینترنتی منصور قیامت

گزارشگر رادیوی ان پی آر با زن میانسالی صحبت کرد که با آرامش در حال جدا کردن کاغذ و پلاستیک  در میان زباله های پناهگاهش بود تا برای بازیافت بفرستند. معلمی به خبرنگار گفت که عمری به تدریس در شهر مشغول بوده است و حالا نگران دانش آموزان سابقش هست که در میان گمشدگان هستند. دنیا در حال تحسین آرامش و متانت مردم ژاپن است.  و همه دارند می پرسند چرا ژاپنیها مغازه ها را غارت نمی کنند. . جک کافتری در وبلاگش این سوال را پرسیده است.  و جوابها جالب هستند! گرگ از آرکانزاس، ناتاشا از ونکور، کن از نیوجرسی و بیز از پنسلوانیا و خیلیهای دیگر فقط یک جواب دارند:

حس غرور ملی و شرافت فردی.


خوب است ملتی بتواند به مردم جهان نشان دهد که چیزهایی دارد که در هیچ زلزله ای نمی لرزند حتی اگر زلزله نه ریشتر باشد.پس:

دعا کنیم برای ژاپنی ها. این مردمان سخت کوش و دوست داشتنی