این است داستانه بعضی از ما
حکيمي در گذرگاه خود مردي را ديد که در کنار جوي آب روي زمين دراز کشيده و سر را در جوي خوابانده و مشغول نوشيدن آب است.
حکيم گفت: «اي برادر، با اين ترتيب آب خوردن عقل کم مي شود.»
آن مرد پرسيد: «عقل چيست؟»
حکيم که چنين ديد گفت: «عقل يعني ادامه بده تا سيراب شوي.»
حکيم گفت: «اي برادر، با اين ترتيب آب خوردن عقل کم مي شود.»
آن مرد پرسيد: «عقل چيست؟»
حکيم که چنين ديد گفت: «عقل يعني ادامه بده تا سيراب شوي.»
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم آذر ۱۳۹۱ ساعت 12:25 توسط یه قصه گو
|