میان بقچه زمین

همیشه یک صدای خوب

یک طلوع تازه هست

که دستهای لخت هر درخت

و چشمهای هر پرنده مهاجری در انتظار اوست

و دیدنش

اگر چه بارها و بارها

ولی‌ درست مثل خنده‌ای دوباره تازه است

و راه او

در امتداد راه سبز جویبار

درون قلب دانه‌ای به زیر خاک

کنار من کنار تو

و نام او ....بهار





http://up.vatandownload.com/images/7s34zuyrxxorx6z0s9mu.jpg

سلام!خوبید بزرگواران؟عید خوش گذشت؟هیچ می دونستید اولین مناسبت تقویم بعد سیزده به درو روز طبیعت چیه؟

بله!درست حدس زدید!بلاگه من تا چند روز دیگر شش ساله میشه ومن چه بی صبرانه منتظر چنینی روزی بودم. حتی بیشتر از امدن عید و بهار.

باورتون میشه؟!شش سال گذشت از روزی که من قدم به نوشتن تو این بلاگ کردم.

اون موقع بیست و شش سالم بود و الان...!

بر ما عمری گذشت و بر عمر گذری.

بگذریم!

از همه دوستان خوبم که این وبلاگ در این چند سال واسطه آشنایی ما شد با اون سروران ، ممنونم.

امیدوارم اینقدر خوب باشم و بمونم که روزی برسد که جشن تولد صد سالگی این بلاگو،همه با هم جشن بگیریم.

عاشق همتونم

عاشق شما!

همه همراهان راه.

شاد باشید همیشه