در باب بردگی مردم شرق دور
امروز که از خواب پا شدم فقط یه چیزی تو ذهنم بودو و گفتم که حتما اونو با شما هم مطرح کنم.....
حتما چند وقتیه که درگیر یهایه سوریه رو داستانشو شنیدید......
خوب !
مشکل هست...بله!ما هم میبنیم که هست.همه جا هست.سوریه هست.یمن هست،عربستان هست،هنوز تو مصر داستان دارند مردم با حکومت نظامیها و خیلی جاهایه دیگه هم هست.
مشکلی نیست.

اما نکته داستان کجاست؟!
دیشب شنیدم که دبیرکل کره ای سازمان ملل متحد ،با اون چشمهای تنگش، نسبت به ادامه درگیریها و کشتار غیر نظامیان توسط ارتش سوریه اظهار تاسف کرده...
به صورت مکرر هم می شنویم که از وقتی رییس آژانس مثلا بین المللی انرژی اتمی یکی از این چشم بادومیا شده، بعد سالها CLEAR بودن ایران در بحث هسته ای، میاد و میگه نه داستانی هستو اراجیفیو سرهم میکنه که یه سری از خودش شیرینتر بیان و حرفاشو باور کنند.
و القصه اینکه من نمیدونم این افسانه هایی که دارند در مورد این ژاپنیها و مردم شرق دور میگن از کجا اومده که آقا چه رشادتها کردنو در زمان جنگ جهانی دوم و با هواپیما میکوبیدند به کشتی های امریکایی و کشته هاشونو تو هیروشیما و ناکازاکی ببینو....
نمیدونم خالی می بندندو اون قبلیاشون اینجوری بودند و تخمشون ملخ خورد که اینجوری شدند یا اینکه نه!اینها از همون اول دستمال به دست اروپا و امریکا بودند؟نمیدونم! ولی اونی که ما الان میبینیم اینه که اینها یه مشت مردمی هستند که در سیستم MASTER_SLAVE غرب، جز رعیت چیزه دیگه ای نیستند و بلا نسبت مثل سگ از ارباباشون میترسند وگرنه چرا این همه مدت اینها، به عنوان هد جامعه جهانی، نسبت به حوادث بحرین یه بار ته دلشون نلرزید و نخواستند کاری که هیچ،حتی بیانیه ای بدهندبیرون.
من نمیدونم عاقبت این قوم زرد به کجا میره
اما امیدوارم هر چه زودتر به خودشون بیان و زود بجنبند تا زمانی که دیگه دیر نشده باشه از خواب بیدار شدند.
از یه بابتم خوشحالم که ایرانیمو تو ایران زندگی میکنم،چون درسته خیلی مشکلات داریم هنوز،اما برخلاف خیلی از همین آدمها ،روپایه خودمون وایستادیمو ومجیز هیچ کس و ناکسیم نمیگیم که چه بسا اگر همین امروز بگیم سه ماه بعد یقینا از کره هم جلو میزنیم.اما نباید یادمون بره که قدما میگن ایستاده بمیری بهتر از اونه که رو زانوت زندگی کنی......پس مرسی ایران و ایرانی.