سلام..خوبید؟عرض شود که ما دیر دیر میایم..اما به روز میاییم و همگامیم با وقایع اتفاقیه.الانم بحث روز صرف نظر از حمله رژیم اسرائیل به کاروان ازادی و بحث وین و حقانیت ما و ظلم اونا و به روز نشدن سفر نامه ما و ایناو اینا...اینه که این فرمهایه هدفمند کردن یارانه هاتون درست پرکنید و حضرت عباسی یه بارم شده بیاید دروغ نگیم و ننویسیم.چون هم واسه خودمون خوبه راستشو بگیم وهم برای کشورمون.حالا میگید چرا؟!اینم دلیلش
***
داستان از این قراره که منصور دوانیقی خلیفه دوم عباسی بعد از انتقال پایتخت به بغداد تصمیم گرفت برای دفاع از این شهر دور اونو دیوار بکشه.
امادلش نمیخواست پول ساختن دیوارو از جیب خودش بده. بنابر این تصمیم خاصیاتخاذ کرد
اون در شهر اعلام کرد که قراره سرشماری بشه و هر کس به تعداداعضای خانواده یک سکه نقره دریافت خواهد کرد. مردم که هم طمع کار شده بودند وهم از بس به عوامل خلیفه مالیات داده بودند خسته شده بودند وقتی مامور ثبتمیومد، اعضای خانواده رو زیاد میگفتند. مثلا" اونی که اعضای خانوادش 4 نفر بودندتعداد رو 8 نفر میگفت و 8 سکه نقره میگرفت. و مامور ثبت بعد از دادن 8 سکه نقره،یه پلاک رو سر در خونه نصب میکرد و تعداد اعضای خانواده رو روی اون حک میکردند. خلاصه بعد از اتمام سر شماری مردم سخت خوشحال بودند که سر منصورو کلاهگذاشتن.
اما بلافاصله بعد از اتمام سر شماری خلیفه حکمی صادر کرد که: بهمنظور حفظ مملکت و دفاع از کیان کشور و ایجاد امنیت ما خلیفه مسلمین تصمیمگرفتیم که بر گرداگرد شهر دیوار بکشیم. بنابر این هر یک از سکنه شهر میبایستبرای تامین امنیت یک سکه طلا پرداخت نماید. بیچاره مردم شهر تازه فهمیدند چهخبره. حالا اونی که تعداد اعضای خانواده رو زیاد گفته بود و یک سکه نقره گرفتهبود بایستی به ازای اون یه نفر یه سکه طلا که قیمتش بیشتر از سکه نقره بود میپرداختند.
این بود ماجرای طرح هدف مند کردن یارانه ها توسط منصور خلیفه دومعباسی
پس دروغ ننویسیم که ما با کلی مال و منال و ماشین و ویلا و ژیلا و حقوق و درامد و پس انداز و....هیچی نداریم و به نون شبمونم محتاجیم و یادمونم نره کلا دروغ چیزه بدیه.بگذاریم اگه داریم بگذاریم به یه نیازمند برسه این پول.اینجوری نباشه که بشه از ندار بگیر بده دارا
+ نوشته شده در دوشنبه دهم خرداد ۱۳۸۹ ساعت 11:58 توسط یه قصه گو
|