موافقی باهاش؟

آرزو دارم شبي عاشق شوي. آرزو دارم بفهمي درد را. تلخي برخوردهاي سرد را. مي رسد روزي که بي من لحظه ها را سر کني. مي رسد روزي که مرگ عشق را باور کني. مي رسد روزي که شبها در کنار عکس من نامه هاي کهنه ام را مو به مو از بر کنی.
+ نوشته شده در پنجشنبه یکم فروردین ۱۳۸۷ ساعت 21:58 توسط یه قصه گو
|