من!
من!
.......گاه پرنده ای آزاد در اوج و جویای آرامش، گاه گربه ای سیاه، زخمی و وحشی آماده ی پنجه کشیدن به آنچه هست و نیست. مجموعی از تضاد و تفاهم، عشق و نفرت، بخشش و انتقام، بنده گی و عصیان، فراز و فرود...... در نهایت مثل تو، مثل همه، مثل هیچکس
.......گاه پرنده ای آزاد در اوج و جویای آرامش، گاه گربه ای سیاه، زخمی و وحشی آماده ی پنجه کشیدن به آنچه هست و نیست. مجموعی از تضاد و تفاهم، عشق و نفرت، بخشش و انتقام، بنده گی و عصیان، فراز و فرود...... در نهایت مثل تو، مثل همه، مثل هیچکس
+ نوشته شده در یکشنبه هجدهم آذر ۱۳۸۶ ساعت 14:57 توسط یه قصه گو
|