سطح زمین حیاط مدرسه شیوانا و همین طور کف سالن ها همگی از سنگ خارای بسیار محکم فرش شده بود. علاوه بر کف سالن ها حیاط اطرف مدرسه و جاده های منتهی به مدرسه نیز با این نوع سنگ آتش فشانی و محکم فرش شده بود. شبها این سنگها در پرتو مهتاب تلالو و درخشش عجیبی داشتند. و همه در دهکده متفق القول می گفتند که مدرسه شیوانا شبها از ماه درخشان تر است. پشت دیوار مدرسه نیز هزاران تکه سنگ اضافی روی هم تلنبار شده بود و تپه ای سنگی پشت دیوار مدرسه در تمام دیار مشهور بودن. روزی یکی از شاگردان از شیوانا پرسید.: سنگی که برای سنگ فرش مدرسه و جاده ها استفاده شده از کوهستان های دور آمده ااست. با توجه ب این که مدرسه بودجه ای برای این کار نداشته چطور با چه هزینه ای این همه سنگ از کوهستان های دور به این جا منتقل شده است. شیوانا تبسمی کرد و گفت: سالها پیش استادی در این مدرسه می زیست سشعارش این بود: هرک برای کاری به کوهستان می رود برای من یک تکه سنگ خارا بیاورد از راهای دور و نزدیک هزاران نفر که برای دیدن استاد و کسب فیض و برکت از حضور او سختی راه را بر خود هموار می کردن و با خود سنگی را می آوردند و استاد این سنگها را روی هم می گذاشت و طی سالها این سنگ فرشزیبا و جاودانه راخلق کرد. هر تکه از این سنگها توسط چشمانی مشتاق و آرزومند انتخاب شدند و دستانی پر از امید و منتظر آنمها را فرسنگها با خود حمل کردند. و با هر یک از این تکه سنگها هزاران شور و شوق موج می زند تکه سنگهایی که پشت دیوار حیاط مدرسه است اضافه ای است که با وجود سنگ فرش شدن کف سالنها و حیاط و محیط اطراف هنوز اضافه ماندن و هر سال نیز حتی بعد از فوت استاد بر تعداد آن اضضافه یم شود. آن شاگرد پرسید سچه کار زیبایی! اگر آن کار ادامه می یافت الان تمام سطوح دهکده سنگ فرش شده بود و مردم دیگر گرفتار گرد و خاک و گل و لای تابستان و زمستان جاده نمی شدند. شیوانا تبمسی کرد و گفت! شاید آروزی آن استاد پیر همین بوده است. و برای همین نیز دستور داده سنگها را پشت دیوار مدرسه رو ی هم تلنبار کنند. وظیفه ما نه فقط این است که دنبال اجابت آرزوی خود باشیم. بلکه باید در پی برآوردن آرزوهای گذشتگان نیز باشیم. کسب معرفت فقط یادگیری لفظی درس های شفاهی نیست. بلکه انجام تمرینات عملی نیز یکی از مراحل رسیدن به آگاهی کامل است